کتاب ناطق
حجت الاسلام مجتبی اشجری عربانی
در ابتدای آیات سوره بقره پروردگار عالم آنگاه که از کتاب مقدس ، یعنی قرآن مجید سخن می گوید ، می فرماید :« ذلک الکتاب لاریب فیه هدی للمتقین» قرآن مجید ، کتابی است که تردیدی درآن نمی باشد، این کتاب برای انسانهای اهل تقوی هدایتگراست .
پرهیزگاران می توانند از این کتاب بهره برده و مسیر درست زندگی را پیدا نمایند . در اینجا ممکن است سوالی ایجاد گردد و آن اینکه ، چرا برای انسانهای اهل تقوی ؟ پرهیزگاران که راه خود را پیدا نموده اند و در مسیر ایمان قرار دارند. گنهکاران و آلودگان و مشرکان و کافران باید به سبب این کتاب هستی بخش راه سعادت را بیابند؟!
برای پاسخ این سوال ناگزیر باید با طرح تمثیل مولوی ، شبهه از ذهن ها زدود . مولوی می گوید : شما چاهی را در نظر بگیرید که اندرون آن انسانهایی گرفتار و در بیرون چاه ، کسی ریسمانی آماده به قعر چاه فرستاده و بانگ برمی آورد ، خود را به این ریسمان متصل نموده و به بالا بیایید ! آنانیکه صدای این شخص را می شنوند ، دو دسته اند؛ یک دسته اجابت می کنند و با ریسمان آویزان ، خود را نجات داده و گروه دیگر درصدد و اندیشه بیرون آمدن از چاه نیستند . آیا در اینجا می توان گفت ؛ ریسمان یا کسی که در بیرون چاه ایستاده مقصر است ؟! قطعا تقصیر مربوط به کسی است که تصمیم بیرون آمدن از چاه را ندارد .
از خدا میخواه تا زین نکته ها در نلغزیُّ و رسی در انتها
زانکه از قرآن بسی گمره شدند زین رَسَن قومی درون چَه شدند
مر رَسَن را نیست عیبی ای عنود چون ترا سودای بالا بود
با بیان این مقدمه ، می توان گفت کتاب خدا بر دو قسم تقسیم می شود ؛ 1) کتاب ناطق 2) کتاب صامت .
کتاب صامت ، قرآن مجید است و کتاب ناطق ، اهلبیت عصمت و طهارت می باشند . همانگونه که کتاب صامت خدا سبب هدایت و نجات پرهیزگارانست ، کتاب ناطق خدا نیز سبب هدایت و نجات انسانهای اهل تقوی می باشد .
« و نُنزِّلُ من القرآن ما هو شفاء و رحمه و لا یزید للظالمین اِلّا خساراً » آنانی که اهل ظلم و ستم می باشند نمی توانند از کتاب ناطق خدا بهره برند .
براستی اکنون که در زمان غیبت کبرای ولی عصر امام زمان (عج) بسر می بریم ، تکلیف چیست ؟ چگونه می توانیم از این کتاب ناطق خدا بهره ببریم . اولین رکن بهره وری از این وجود الهی و کنز آسمانی ، معرفت و شناخت می باشد . اگر کسی شناخت نسبت به محبت خدا نداشته باشد ، گمراه خواهد شد . شناخت به اینکه امام زمان (عج) واسطه فیض و افاضه است ، نزول فیض و برکات الهیه بر همه موجودات عالم از طریق مقام ولایت حاصل می شود، چون او خلیفه اعظم پروردگار است . شناخت به اینکه او « باب الله » است ؛ یعنی برای رسیدن به رضوان الهی باید از این درب ورود نمود « این باب الله الذی منه یوتی ». شناخت به اینکه او « اسم الله » است ، « و لله الاسماء الحسنی فادعوه بها». امام رضا (ع) در مورد آیه شریفه می فرماید : هرگاه سختی و گرفتاری به شما رو نمود، به وسیله ما از خداوند عزوجل کمک بخواهید و این است معنای آیه مذکور. « بحار ، ج 94، ص 22 »
معرفت داشتن به اینکه آخرین ذخیره الهی ، قطب عالم امکان می باشد . وقتی معرفت حاصل شد، آنگاست که رکن دوم حاصل می گردد و آن محبت است . مگر می شود انسان چیزی را که نمی شناسد و خواص آن را نمی داند و از مراتب نیاز خود به آن آگاهی ندارد ، او را دوست بدارد ؟! به همین جهت است که از پروردگار می طلبیم : « الهم عرِّفنی حجتک »، اگر کسی شناخت کافی داشته و احتیاج خود به چیزی را کاملا درک کند، نمی تواند او را دوست نداشته باشد !
براستی آیا احتیاج به امام زمان را در وجود خود احساس می کنیم ، وقتی علم به احتیاج حاصل شد ، توجه به او نیز بیشتر می گردد . و بالاخره مگر می شود محبت نسبت به کسی در وجود آدمی پیدا شود و او را از یاد ببرد؟! به این حکایت دقت کنیم؛ « یکی از شاگردان آیت الله انصاری همدانی (ره) از ایشان سوال می کند که چه زمانی می توانیم خدمت ولی عصر(عج) برسیم ؟! ایشان فرمودند ؛ زمانی که حضور و غیبت برای شما فرقی نکند! در این صورت همیشه خود را در برابر او خواهد دید .»
مرحوم آقا سید هاشم حداد می فرمود : مرحوم میرزا علی آقای قاضی خیلی در گفتارو قیام و قعودشان « یا صاحب الزمان » بر زبان جاری می کرد ، یک روز کسی از ایشان پرسید ؛ آیا شما خدمت حضرت ولی عصر (عج) رسیده اید؟ فرمودند: « کور است هر چشمی که صبح از خواب بیدار شود و در اولین نظر، نگاهش به امام زمان (عج) نیفتد . »
محبت به امام زمان مهمترین اثرش این است که آدمی خود را تهذیب نموده و به رنگ محبوب درآورده و تلاش می کند همراه او باشد « فمعکم معکم ». اگر محبت در وجود منتظر پیدا شد ، سرباز آماده ای است که فقط به شنیدن فرمان گوش داشته ، تا اوامر مولای خویش را اجرا نماید . برای اینکه به آن روزهای وصال نزدیک شویم ، باید کاری کرد ، کارستان ! باید از خود شروع نمود « قوا انفسکم و اهلیکم ناراً » باید زلال شد ، زنگارها را زدود ، چشمان را شستشو داد ، و هواها را از دل برون کرد، تا آن یار همیشگی در این حرم الهی جاخوش نماید . به امید آن روز
